تبلیغات
دلهای بلورین - مطالب فروردین 1397

احساس یکی بودن میان همسران

دوشنبه 27 فروردین 1397 12:48 ب.ظ

نویسنده : فاطمه کوثر



هیچ چیز به اندازه احساس یکی بودن میان همسران، در پیشرفت روابط شان موثر نیست. مادامی که زن یا مرد، همسرش را فردی مستقل از وجود خود می بیند، با او روابط کاملا منطقی و حسابگرانه خواهد داشت. در چنین روابطی،  زن و شوهر، خوشی هایی در کنار یکدیگر دارند، اما به محض بروز بی توجهی یا سرزدن اشتباه از سوی یکی از طرفین، موقعیت به سمت تلخی خواهد گرایید. چرا؟ چون شخص، همسرش را فردی مستقل از خود می بیند که وظیفه دارد حقوق او را رعایت کند یا مثلا شرط دوست داشتن اش این است که به او توجه کند و مهر بورزد و اگر در این کار کوتاهی کند یا دیر عمل کند، نتیجه می گیرد که او را دوست ندارد و در ادامه، ماجراهای تلخی پیش می آید که خودتان بهتر می دانید. 

یک موقعیت یکسان و دو برخورد متفاوت با آن را در نظر بگیرید: 

خانم شام پخته و ساعتها منتظر همسرش مانده است. همسرش دیر به منزل می آید و در این فاصله نیز پاسخ تماس های او را نمی دهد. 

برخورد اول: خانم یا بغض فروخورده و دلشکسته، ساکت می نشیند و ناراحتی اش را با سکوت و بی حالی نشان می دهد و یا زبان به گله و شکایت باز می کند. که در هر دو حال، خود و همسرش را رنجانده و رابطه شان را تلخ کرده و بجای حس صمیمیت و یکی بودن، حس بیگانگی و دو تا بودن را به رابطه شان، القا می کند.
برخورد دوم: خانم با روی باز و از صمیم دل به استقبال همسرش می رود. با محبتی صادقانه و نه از سرتوقع، حال او را می پرسد و اتفاقا آگاه می شود که برای مرد، مشکلی پیش آمده بوده که امکان تماس با همسرش را نداشته است. زن، حالش خوب است چون در مدت تاخیر مرد با خود اینطور فکر نکرده که « یعنی یک دقیقه فرصت ندارد که جواب مرا بدهد؟» یا « اگر دلش تنگ می شد یا از کارش برایش مهم تر بودم تا حالا تماس می گرفت» و امثال آن. در نگاه دوم، زن، همسرش را از خودش می داند. با او احساس یکی بودن می کند. او را فردی جدا از خود نمی بیند که بخواهد عزت یا حقوق اش را نزد او حفظ کند. خودش و او را دارای عزت و آرامشی مشترک می بیند و مهم تر از همه اینکه، همسرانی که میان شان حس یکرنگی و وحدت وجود دارد، از محبت همسرشان به خود، اطمینان دارند و محبت او را با قضاوت در مورد تک تک اعمالش و با معیارهای دلخواه خود نمی سنجند. به همین خاطر، با یک بی خبری یا ظاهرا کم توجهی، برنمی آشوبند و دل شان زیر و رو نمی شود. 

اگر در روابط تان آرامش می خواهید، فقط کافی است، احساس یکرنگی و یکی بودن با همسرتان را میان خود رشد دهید و از حسابگری در محبت، دوری کنید. در چنین حالتی، حتی اگر در رفتار همسرتان، کمبودی وجود داشته باشد، اولا  بسیار ممکن است که بخاطر محبت زیادی که بین شما وجود دارد، اصلاح شود و ثانیا به دلیل وجود احساس صیمیت و یکی بودن، قادر خواهید بود با حال خوب و مهربانانه و رفیقانه، کمبود همسرتان را به صورت نیاز خود ابراز کنید. مثلا: « عزیزم؛ من دوست دارم ساعات بیشتری در کنار هم باشیم» یا « وقتی ازت بی خبرم، نگرانت میشم عزیزم». اینها جملات از پیش ساخته نیست بلکه عباراتی است که در صورت وجود حس یکرنگی و به دور از حسابگری، بر زبان تان جاری خواهد شد. 



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 30 فروردین 1397 08:29 ق.ظ

یک خاطره دیگه

جمعه 24 فروردین 1397 02:30 ب.ظ

نویسنده : فاطمه کوثر

دیشب باران قشنگی بارید. به قول اصفهانی ها زورون(شدید) بود. در راه بازگشت از نماز جماعت بودم که باران گرفت و اگرچه شدید بود، زیر باران تا خوابگاه پیاده آمدم. خیلی چسبید. روحم تازه شد. وقتی رسیدم خوابگاه، خیس خیس بودم. جالب بود که در راه بازگشت، بوی تند علف یا نوعی گیاه دارویی، به مشامم می خورد. امروز صبح، بخاطر باران دیشب، هوا خیلی خوب بود. چشم از درختان محوطه خوابگاه، نمی توانستم بردارم. سبزی خوشرنگی دارند و تازه رستن شان کاملا پیداست. شمشادهای زیر درختان، قد کشیده اند و به گمانم اگر بروم میان شان بایستم، تا زانویم می آیند. 
میخواهم عصر بروم روی چمن های محوطه چای بخورم و رمان زیبای ملت عشق را که این روزها بعد از بابالنگ دراز، کتاب بالینی ام شده است؛ بی خبر از اطراف، بخوانم. 
امشب مسجد دانشگاه، برای عید مبعث جشن می گیرد. 

تقدیم به روح بابای مهربونم صلواتی بفرستید لطفا. 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 24 فروردین 1397 02:39 ب.ظ

گزارش یک تفریح

چهارشنبه 22 فروردین 1397 12:16 ب.ظ

نویسنده : فاطمه کوثر



روز دوشنبه امتحان میانترم برگزار شد. به لطف خدا، امتحانم را به خوبی دادم و بعد از آن با حس خوش فراغت بعد امتحان که برای همه آشناست، برگشتم خوابگاه. با دلخوشی فراوان، روی تختم نشستم و پاهایم را به آسودگی روی هم انداختم و در حال نوش جان نمودن شیر و موز، به تماشای سریال شهرزاد نشستم. تفریح به موقع، عجیب کیف دارد، همانطور که کار به موقع. 
دیگه اینکه، دوباره بگم: دانشگاه مون، خیلی قشنگ شده. درختهای سر به فلک کشیده سپیدار در محوطه خوابگاه، سبزی بهاری زیبایی دارند. تازه، دیروز، به همراه هم اتاقیم، رفتیم اصفهان گردی. به قصد تماشای فیلم لاتاری رفته بودیم که به علت ازدحام زیاد مردم مقابل گیشه سینما، موفق به دریافت بلیت نشدیم و به همین دلیل، بنا را گذاشتیم بر گردش در چهارباغ سبز اصفهان و خرید و هواخوری. گردش دلچسبی بود؛ چند تا لباس راحتی خوشگل خریدیم و بعد مدتها پیتزا خوردیم. 
درختهای چهارباغ، علاوه بر سبز بودن شان، از دو طرف خیابان، سرهای شان را در هم کرده بودند و یک سقف سبز را بر سر خیابان، تشکیل داده بودند. تنها حیف، در شهر اصفهان، زاینده رود غم انگیز اش است که فعلا خشک است و سی و سه پل زیبا را باید بدون رود روان اش، تماشا کنیم. امیدوارم به زودی، این رود زیبا، جریان یابد. 

فعلا همین. 
تقدیم به روح پدر قشنگم، صلواتی بفرستید لطفا. 



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 22 فروردین 1397 12:34 ب.ظ

شروع روزهای تحصیلی

شنبه 18 فروردین 1397 11:07 ب.ظ

نویسنده : فاطمه کوثر

بعد از یک تعطیلات طولانی، دو روز است که به دانشگاه برگشتم. هوای اصفهان، بر خلاف روال معمول اش، بارانی و بهاری است. محیط دانشگاه به شدت سبز و خرم شده. بعضی جاهای آن با انبوه گلهای یاس زرد، خیلی زیباتر شده؛ طراوت هوای بارانی، زیبایی مناظر را بیشتر کرده است. 
برگشتن ام به دانشگاه، فرصت یک زندگی به شکلی که دلم میخواهد را به من می دهد اگرچه با غربت همراه است. 
پسفردا اولین امتحان میان ترم این ترم ام را باید بدهم. چقدر درس خواندن به موقع، خوب و آرامش بخش است. اینطوری نه عذاب استرس برای امتحان را میکشی و نه فرصت تفریح و استراحت ات را از دست می دهی. واقعا که وقتی تو زندگی، هر کاری را جای خودش و به اندازه خودش انجام میدی، چقدر راحت تری.

تقدیم به روح پدرم، صلواتی بفرستید لطفا.  



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 18 فروردین 1397 11:16 ب.ظ

دومین مطلب سال نو

یکشنبه 5 فروردین 1397 12:42 ب.ظ

نویسنده : فاطمه کوثر


پر از امید و آرزو و حال خوب هستم. از خدا ممنونم. اگرچه کمی هم در بهت و ابهام ام ولی حالم خوش است و از آن لذت می برم. کلی برنامه و اشتیاق انجام اش در سرم می چرخد؛ بعضی هاشان را شروع کردم. این هوای بهاری هم که در مستی من تاثیر فزاینده ای دارد. 
دیشب رفتم پارک نزدیک خانه مان. آنقدر هوا خوب بود و محیط پارک هنوز دنج و کم رفت و آمد، که دلم نمی خواست از پارک بیرون بیایم. 
منم دلم می خواهد مثل جودی ابوت، کلاهم را بر سر بگذارم و دنیا را بگردم. گشت و گذار را دوست دارم. 
تدریس خصوصی ام شروع شد. امروز تدریس زبان ام بهتر از دیروز بود و ان شاء الله فردا بهتر از امروز. 

برای پدر خوبم صلواتی هدیه بفرمایید. لطفا. 



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 5 فروردین 1397 01:00 ب.ظ

اولین مطلب سال نو

پنجشنبه 2 فروردین 1397 11:09 ق.ظ

نویسنده : فاطمه کوثر


قلم ام را می گذارم روی کاغذ و بدون هیچ نظم و برنامه ریزی قبلی می نویسم. این بار دلم میخواهد اینگونه بنویسم؛ چه کسی می تواند بگوید: نه! 
حال خوبی دارم خدا رو شکر. از اون حال هایی که همه جای دنیا برای آدم روشن می شود مخصوصا اینکه هوای خوب امروز هم در خوبی حالم، تاثیر داشت. امروز صبح قبل از طلوع آفتاب که به حیاط خانه آمدم، باد خنک و نسبتا شدیدی می وزید؛ نسیم نبود. گرگ و میش هوا و سردی باد، حس خوبی بهم داد.
دیشب بعد از کلی فعالیت، با سردرد شدیدی به خواب رفتم و امروز وقتی بیدار شدم، سردرد کاملا رفع شده بود. این هم بهم احساس خوبی داد. بعد اینکه پس از گذشت ده روز از بازگشتم به منزل (از اصفهان به مشهد)، بالاخره امروز توانستم سر کارهای خودم بنشینم و به خودم بپردازم. روزهای اول، به دکتر و دوا و کارهای اداری عقب مانده ام گذشت و روزهای بعد به خانه تکانی و مهمانداری. امروز، اولین روزی است که جزوه و کتابم را برداشتم، قرار یک تدریس خصوصی زبان را در ایام تعطیلات گذاشتم، قصد سرچ چند کتاب مورد علاقه ام را به زبان انگلیسی دارم تا هم از محتوا و هم از زبانش، چیزی یاد بگیرم. خیلی کارها دارم که استارت اش را در ایام نوروز می توان زد ان شاء الله. 
ضمنا کتاب بالینی این روزهایم بابالنگ دراز است تا ببینم بعدی اش چه می شود. خواندن این کتاب هم، کمی شادم می کند. 
موضوعی شدیدا ذهنم را به خود مشغول کرده که مشغولیت اش را دوست دارم: « چطور می توانی تحت تاثیر آنچه که دوست نداری، قرار نگیری؟» دلم میخواهد در این باره با کسی صحبت کنم. صحبت کردن با افراد اگاه و امیدوار هم یکی دیگر از تفریحات من است. 

حالا، سال نو را به مخاطبین خوبم تبریک میگم و برای پدر مهربونم، آرزوی آرامش دارم. 





دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 2 فروردین 1397 11:10 ق.ظ