تبلیغات
دلهای بلورین - مطالب آذر 1396

چند نکته احتمالا مفید

چهارشنبه 22 آذر 1396 10:47 ب.ظ

نویسنده : فاطمه کوثر


یکی از مسائلی که بعضی اوقات باعث ایجاد دلخوری میان همسران می شود، برآورده نشدن انتظارشان در مورد دریافت محبت یا رفتاری ویژه از همسرشان است. این انتظار یا بر اساس تصورات و مطلوب های خود شخص است و یا بر اساس خاطراتش از سوابق آن ارتباط است. 
خوب می دانیم که در بهترین ارتباط ها هم اگر شرط احساس رضایت و خوشبختی و یا حتی احساس دوست داشته شدن ما این باشد که تمامی انتظارات و آرزوهای عاشقانه ما برآورده شود، وصول به این احساس، محال است و دلیل آن، به همین سادگی است که : دیگران حتی صمیمی ترین شان با ما متفاوتند؛ انسانها هر چقدر هم که به هم نزدیک باشند، جای همدیگر نیستند. از آن گذشته، شرایط آدمها، هیجانات شان و موقعیت هایی که در یک زمان خاص در آن قرار دارند، متفاوت است. پس خیلی طبیعی است که بعضی اوقات آنی نباشند که ما می خواهیم. 
حال با وجود قطعی بودن این احتمال، آیا عاقلانه است که ما بار این توقع نابجا را بر جان خسته خود تحمیل کرده و آن را خسته تر کنیم؟ آنوقت با این خستگی جان و روح، هم خود و هم یارمان را بیازاریم؟
پس بیایید قدری با خود و با یارمان، مهربان تر شویم، کوله بار توقعات مان را کنار بگذاریم و به جای آن به این پیشنهاد جدید بیاندیشیم:

گام اول- تفاوت انسان ها با یکدیگر را بپذیریم؛ تفاوتی که می تواند در جنبه های مختلف باشد. 

گام دوم- خودمان باشیم؛ بدون برنامه ریزی و به اصطلاح رایج، بدون حساب و کتاب، آن مهری که در دل نسبت به همسر و یارمان داریم، خالصانه و در هر زمان که می خواهیم ، به او ابراز کنیم.

گام سوم- توقع رفتار و پاسخی بلافاصله و کاملا مطابق با میل خودمان را از او نداشته باشیم؛ صبر کنیم؛ این محبت در جان او ذخیره می شود، در ذهن او می ماند، از طرفی، از شواهد فراوانی، می دانیم که او هم ما را دوست دارد؛ پس در زمان خودش، او هم به ما ابراز مهر خواهد کرد. آن زمان ممکن است، اکنون و یا در موقعیتی دیگر باشد. صبر کنیم. مثلا ممکن است شما امروز احساس دلتنگی برای همسرتان دارید، اما خیلی ظبیعی است که او همزمان با شما، این احساس را نداشته باشد اما در یک روز دیگر که شما مشغول کارهای روزانه هستید و این احساس را ندارید، او دلتنگ شما شود و این احساس را به شما ابراز کند. 

فراموش نکنیم که اصل، وجود محبت میان همسران و ابراز آن است؛ نه برآورده شدن عین توقعات ما. 

و نکته آخر اینکه مفهوم واقعی عشق را درک کنیم. عشق، معامله نیست. عشق در این خلاصه نمی شود که بگوییم تا بشنویم یا بدهیم تا بگیریم (گرچه شیرینی آن به متقابل بودن آن است) بلکه هنر عشق، دوست داشتن غیرهدفمند است. خود را محک بزنیم؛ محبت می کنیم تا محبت ببینیم یا دوستش داریم؟

تقدیم به روح پدرم صلواتی بفرستید. لطفا.



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 22 آذر 1396 11:34 ب.ظ

محض دلداری دلم

یکشنبه 19 آذر 1396 06:18 ب.ظ

نویسنده : فاطمه کوثر


شاید هیچ چیز، البته بعد از یاد خدا، به اندازه آسان گیری، به آرامش انسان کمک نکند؛ اینکه انسان هر شرایطی را هر چه که باشد، فقط به عنوان مساله ای بببند که می خواهد حل اش کند؛ همین! حال یا می تواند یا نمی تواند حل اش کند. حل اش کرد، فبهالمراد، نکرد، ازش عبور می کند. به قول نادر ابراهیمی در کتاب سه دیدار،« مسیر را باید رفت، مهم رفتن است.» حالا هر چی شد، شد. 

تقدیم به روح پدر مهربانم، صلواتی بفرستید. لطفا. 



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 19 آذر 1396 08:29 ب.ظ

نگاه وسیع

پنجشنبه 16 آذر 1396 10:51 ب.ظ

نویسنده : فاطمه کوثر


نمی دانم بعضی آدمها به کجا می رسند که می فهمند تمام زیبایی ها و شیرینی ها از خداست؛ یعنی نمی دانم در نگاه شان چه اتفاقی می افتد که در هر خوبی و زیبایی یا حتی در هر خوشی، دنباله نگاه شان به جاهایی در بالادست می رسد. یعنی انگار که آن خوبی و آن قشنگی را مستقیما خوبی و قشنگی خدا می بینند. نمیدانم؛ اما میتوانم تصور کنم که عجیب حس خوب و درک ارزشمندی است. 

فعلا همین. 

برای شادی روح پدر خوبم، صلواتی هدیه کنید. لطفا.



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 16 آذر 1396 11:01 ب.ظ

پس از چند ماه

چهارشنبه 15 آذر 1396 11:27 ب.ظ

نویسنده : فاطمه کوثر
چند ماهی است که درست و حسابی ننوشته ام. انگار وبلاگم گرد فراموشی گرفته! اگرچه در این مدت، ذهنم ایده های نوشتن را جذب می کرد ولی قلم ام حرکت چندانی نکرده. بگذریم! مهم این است که میخواهم وبلاگم را گردگیری کنم. 
در این مدت، اتفاقات تازه فراوانی افتاده که یکی از مهم ترین های آن، قبولی ام در مقطع دکترا و زندگی دوباره ام دراصفهان بعد از 6 سال وقفه تحصیلی است. 
اولش همه چیز برایم نو و جذاب بود؛ از خوابگاه و آشپزخانه و اینترنت اش گرفته تا سرویس های دانشگاه تا محیط دانشکده و سر کلاس رفتن و تکلیف انجام دادن و غیره؛ هر چند الان که به آخر ترم نزدیک شده، هم از آن تازگی اولیه خبری نیست و هم سختی کارهای آخر ترم خودنمایی میکند. 
اما در مجموع، خوب است. الحمدلله. 

برای شادی روح پدرم صلواتی بفرستید. لطفا. 



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 15 آذر 1396 11:49 ب.ظ