تبلیغات
دلهای بلورین - یک سفرنامه کوتاه

یک سفرنامه کوتاه

یکشنبه 17 تیر 1397 04:24 ب.ظ

نویسنده : فاطمه کوثر



صبح زود، تو تاریک روشنی هوا از خونه زدیم بیرون. با تاکسی، خودمونو به محل حرکت تور گردشگری رسوندیم. توی یه تور یه روزه شرکت کرده بودیم که مقصدش یه جای پرآب در اطراف مشهد بود؛ ارتوکند.
تا رسیدن به مقصد، توی اتوبوس اتفاق قابل ذکری نیفتاد جز اینکه پخش موسیقی تند داخل اتوبوس را چندان دوست نداشتم. 
قبل از رسیدن به مقصد، مسیر بیابانی ولی زیبا بود. کوههایی با شکل های خاص و فرسوده داشت و گهگاهی هم زمین های سبز زراعی در دامنه کوه. 
به ارتوکند که رسیدیم، پس از طی یه مسیر گرم و پر از خاک در یک مینی بوس، که البته آنهم خوشایند بود، به بک باغ خنک رسیدیم. باغ پر از درخت بود و یک جوی آب پرآب داخل آن روان بود و جالب اینکه چون داخل دره قرار گرفته بود، سکوت دلچسبی هم داشت. 
خنکای باغ پس از طی آن مسیر گرم، حسابی خوش بود. 
جای همگی خالی، با صبحانه ای محلی و خوشمزه پذیرایی شدیم: نیمرو، نان محلی، پنیر، کره و مربای خانگی به اضافه چای اجاقی. 
بعد از صرف صبحانه، آماده طی راهی دراز برای رسیدن به آبشارهای زیبای ارتوکند شدیم. 
تقریبا سه ساعت پیاده روی داشتیم تا به آبشارها رسیدیم و برگشتیم. قسمت قشنگ این پیاده روی این بود که بخش زیادی از آن را داخل رودخانه های پر از آب خنک طی کردیم.
فوق العاده زیبا بود؛ خصوصا آبشار دوم. برای رسیدن به آبشار دوم، باید از زیر یک صخره تنگ عبور میکردیم. بعد از آن، یک آبشار فوق العاده زیبا با آب بسیار خنک بود. آبشار دوم از میان یک دره بلند تنگ و کاملا قائم، از یک ارتفاع بلند به داخل رودخانه ی درون دره میریخت. خیلی هیجان انگیز بود. از همه طرف آب سرد به سر و صورتمان می پاشید و صدای آب پرفشار آبشار را هم که نگو. 
بعد از بازگشت از آبشار و صرف ناهار، به سمت مشهد بازگشتیم.

تقدیم به روح پدرم صلوات هدیه بفرمایید. لطفا. 



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 17 تیر 1397 04:26 ب.ظ