تبلیغات
دلهای بلورین - مدیریت خواستگاری

مدیریت خواستگاری

سه شنبه 8 فروردین 1396 12:38 ب.ظ

نویسنده : فاطمه کوثر



یکی از اصولی که خوب بلکه لازمست جوانان در آستانه ازدواج و انتخاب همسر، فرا بگیرند؛ مدیریت علاقه مندی و وابستگی شان به طرف مقابل است.  اگر چنین شود، آثار روانی رنج باری که در نتیجه منتفی شدن خواستگاری ها، به بار می آید، بسیار کمتر می شود. همچنین در طی مراحل انتخاب، عقل انسان، هشیار و بیدار باقی می ماند تا بتواند خوبی و بدی ها را دیده، آنها را سبک سنگین کند و بر اساس شان تصمیم بگیرد. 
برای این منظور، کافی است آدمی واقع بینانه بپذیرد که شخص مقابل، تنها یک گزینه در حال بررسی است که ممکن است با او کفؤ باشد یا نباشد؛ هنوز همسر او نیست که انسان عاشقانه چشم بر عیوب او بپوشد و تمام قلب اش را به او واگذارد. در اینجا، ممکن است این سوال پیش آید: مگر نه اینکه دختر و پسر یا زن و مرد باید قبل از ازدواج، یکدیگر را بپسندند و از هم خوششان بیاید؟ پاسخ میدهیم: چرا. یقینا.  اما همین قدر کافی است که انسان، از پیشرفت مراحل خواستگاری احساس خشنودی کند؛ اما نه اینکه طرف مقابل را تا حد همسر خویش تصور کرده و به خود وعده قطعی برای ازدواج با او دهد. 

اصل دیگر، مدیریت تاثیرگذاری رای دیگران در رخ دادن ازدواج و فرآیند تصمیم گیری است. به عقیده من، هر فرد باید برای خود و اطرافیانش، درصد و حق عاقلانه و منصفانه ای را از میزان تاثیرگذاری در تصمیمات زندگی اش، تعریف کند؛ به این معنی که به اندازه آن میزان که بجا و مفید ست یا حق دارند، به آنها اجازه اظهارنظر داده و رای شان را در تصمیم گیری، دخالت دهد ولی به بیش از آن، نگاه اجباری نداشته باشد؛ یعنی اگر مفید است، بپذیرد و اگرنه، محترمانه ولی قاطعانه رد کند. 
این اصل، تاثیر شگرفی بر به فرجام رسیدن ازدواج ها یا حتی موفق بودن زندگی بعد از ازدواج دارد. مثلا، جوانانی که گزینه مورد نظر خود را از راه های مناسب شناخته و او را کفؤ خود میدانند، چرا باید معطل اختلاف نظر بزرگترها بر سر مهریه و مانند آن شوند؟! در چنین موقعیتی، آدمی باید با احترام و قاطعیت، مانع إعمال نظرهای منفی و پیش گیرنده شود و ازدواج خود را به ثمر برساند؛ یا مثلا افرادی که با موانع و بهانه هایی دنیاطلبانه یا نابخردانه از سوی بزرگترهای خود مواجه میشوند، نیز شامل همین توصیه هستند؛ بهانه هایی که گاه هیچ ریشه ای جز حرف مردم ندارد و به قول استادم: « بدا به حال جامعه ای که در آن حرف مردم از حرف خدا پیشی گرفته است». 
تا دیرتر نشده، باید کاری کنیم. 



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 9 فروردین 1396 07:19 ب.ظ