تبلیغات
دلهای بلورین - دویدن و رسیدن

دویدن و رسیدن

جمعه 30 بهمن 1394 01:00 ب.ظ

نویسنده : فاطمه کوثر

Image result for ‫عرفانی‬‎




تیز دوم تیز دوم تا به سواران برسم                    نیست شوم نیست شوم تا بر جانان برسم 

خوش شده ام خوش شده ام پاره آتش شده ام   خانه بسوزم بروم تا به بیابان برسم 

خاک شوم خاک شوم تا ز تو سرسبز شوم          آب شوم سجده کنان تا به گلستان برسم 

چونک فتادم ز فلک ذره صفت لرزانم                   ایمن و بی لرز شوم چونک به پایان برسم 

چرخ بود جای شرف خاک بود جای تلف              بازرهم زین دو خطر چون بر سلطان برسم 

عالم این خاک و فنا گوهر کفر است و فنا            در دل کفر آمده ام تا که به ایمان برسم 

آن شه موزون جهان عاشق موزون طلبد            شد رخ من سکه زر تا که به میزان برسم 

رحمت حق آب بود جز که به پستی نرود            خاکی و مرحوم شوم تا بر رحمان برسم 

هیچ طبیبی ندهد بی مرضی حب و دوا             من همگی درد شوم تا که به درمان برسم 



منبع: غزلیات شمس/ مولوی

فاطمه کوثر: 

گاهی وقتها که دلم تازه سبک شده، دوست دارم بدوم. با سرعت هر چه تمام تر...انگار میکنم که دارم همه دوست نداشتنی هایم را با دویدن جا میگذارم و پای جانم را از ایشان جدا میکنم...
از دیشب دلم بعد از سنگینی چند روزه، تازه سبک شده. دلم میخواهد سنگینیهایش را جا بگذارم و برای همیشه با سرعت ازشان دور شوم. آنقدر دور که دیگر هرگز نبینم شان. 
وای که چه شیرین میشود وقتی این فرار از چنگال سنگینی ها با نزدیک شدن به مقصد نور و سبکبالی است. 
میشود. یقین دارم که میشود. هر معنویتی که طلبش در انسان ایجاد میشود، قبل از آن مقدر شده که به او داده شود....
وه! تصورش هم شورانگیز است. 
این عکس، حس طلب مرا به تصویر میکشید. برای همین انتخابش کردم. خیلی زیباست، انسانی که پروانه سر انگشتانش مینشیند و فرار نمیکند...

تقدیم به روح پدری خوبم، صلواتی بفرستید لطفا. 



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 30 بهمن 1394 01:40 ب.ظ